اسكندر بيگ تركمان

634

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

وقايع سنهء مباركهء توشقان ئيل بعضها مطابق احدى عشر و الف و بعضها موافق اثنى عشر و الف كه سال هفدهم جلوس همايون شاهى است دگر ره آفتاب عالم افروز * بر اقليم زمانه گشت فيروز زمانه كرد آهنگ طرب ساز * در عشرت به روى خلق شد باز بهم پيوسته شد عقد شب و روز * نويد عيش و عشرت داد نوروز زمين گسترد مهد خسروانى * بگيتى زد صلاى شادمانى نسيم نوبهارى عطرسا گشت * هواى گلستان بهجت‌فزا گشت نسيم عنبر شميم بهار چون مشك تتار عطر بيزى آغاز نهاده نكهت رسان مشام خوشدلى و دلگشائى گرديد كوس نوروزى صداى بهجت فزاى جهان افروزى درنه رواق سپهر انداخته صلاى عشرت و شادكامى بعالميان در داد اعنى خورشيد عالم آرا كه تخت نشين دار الملك فلك چهارم است در روز جمعه هفتم شهر شوال احدى عشر و الف از آرامگاه حوت بشرف خانهء حمل خراميده لواى شوكت و اقتدارش ارتفاع آسمانى يافت جهانيان را خرمى تازه پديد آمد ابواب نشاط و شادمانى بر روى خلايق گشوده گشت شهريار رزمجوى بزمخو بر سبيل معهود و رسم معتاد در دار السلطنهء صفاهان بزم آراى محفل نشاط گشته بر حسب فرمان در باغ جهان آراى نقش جهان مجالس بهشت نشان مرتب گرديد و اسباب چراغان مهيا و آماده گشته چراغهاى شكفتگى افروختگى پذيرفت . بيت ز بس شمع در مجلس افروختند * دل روشنان [ 439 ] فلك سوختند در آن بزم روشن چو خورشيد و ماه * بهين لعبتان مرصع كلاه خرامان همى مجلس آراستند * مسرت فزودند و غم كاستند القصه سه شبانه روز سپاهى و رعيت داد عيش و شادكامى داده شهريار انجمن آرا بعواطف خسروانى طرب افزاى خاطر بودند از سوانح بهجت فزا كه در اين سال همايون فال بظهور آمده موجب ازدياد عشرت و شادكامى گشت آنست كه حضرت واهب بيمنت اكليل سعادت و بختيارى و افسر سلطنت و شهريار برادرى